چطور ضمیر ناخودآگاه خود را احساس کنید


ضمیرناخودآگاه و ضمیرخودآگاه تقسیم بندی های خودآگاه و ناخودآگاه برای ذهن انسان، برای بسیاری از افراد، غیرقابل درک و ناملموس هستند و مدتها طول میکشد که بتوانند درک عمیقی از آنها پیدا کنند. درمقالات دیگری مانند ” ضمیر خودآگاه و ضمیر ناخودآگاه چیست ؟ ” درباره ویژگیهای هرکدام از این دوبخش توضیح داده ایم.بصورت خلاصه، ضمیر خودآگاه کنترل کننده بخشی از فعالیتهای شماست که بصورت آگاهانه و با هوشیاری انجام میپذیرد(مانند تصمیم گیری هایی که در طول روز دارید)، حال آنکه ضمیر ناخودآگاه، کنترل کننده همه بخشهایی است که در خارج از آگاهی شما انجام میگیرند(مانند تنفس، کنترل دمای بدن، باورها، عادتها و…).

در اکثریت افراد(حدود 99 درصد افراد)، در طول روز، ضمیر ناخودآگاه کنترل کننده اصلی رفتارهاست به همین علت شناخت دقیق ضمیر ناخودآگاه میتواند گام بسیار بزرگی در موفقیت و تغییر مسیر زندگی آنها باشد.

چطور ضمیر ناخودآگاه را تجربه کنید ؟

حال به ذکر مواردی خواهیم پرداخت که به شما کمک میکنند ضمیر ناخودآگاه خود را حس کنید :

وقتی بدون اینکه بدانید چرا، احساساتی در شما تولید میشود ! ضمیرناخودآگاه مدیر و کنترل کننده تمام احساساتی است که در طول روز تجربه میکنید. وقتی به یکباره حس میکنید عاشق فردی شده اید(بدون اینکه بدانید چرا)، وقتی حس میکنید حالتان خوب نیست(بدون اینکه دلیل آنرا متوجه شوید) ، وقتی به یکباره پر انگیزه و پر انرژی میشوید و حس خارق العاده ای دارید، در همه این موارد، ضمیر ناخودآگاه را به بهترین شکل میتوانید حس کنید. ضمیر ناخودآگاه دقیقا مانند فردی کاملا مجزا در وجود شماست که در این موارد کاملا خواهید توانست آنرا حس کنید.

وقتی تصمیم میگیرید کاری کنید اما گویی چیزی مانع شما میشود ! ممکن است تصمیم گرفته باشید عادتی را کنار بگذارید، یا درس خواندن را شروع کنید، یا مثلا تغییری در زندگی خود به وجود آورید اما به یکباره حس میکنید گویا چیزی مانع شماست. مثلا بصورت منطقی کاملا قانع میشوید که درس بخوانید و مطالعه کنید. اما در عمل این مساله رخ نمیدهد و به یکباره خود را در حال اتلاف وقت و مثلا چت کردن میابید. گویی انگیزه کافی را ندارید.

وقتی سعی میکنید حسی را تغییر دهید اما به نتیجه نمیرسید ! مثلا در تاریکی مطلق هستید، و سعی میکنید به خود بگویید که هیچ چیزی برای ترس وجود ندارد، اما این مساله چیزی از ترس شما کم نمیکند ! زیرا ضمیر ناخودآگاه با منطق کار نمیکند و نحوه عملکرد خاص خود را دارد.

وقتی تخیل و تصور خود را به راه می اندازید: ضمیر ناخودآگاه میان تصورات و آنچه در حقیقت رخ میدهد تفاوتی قائل نمیشود. بدین معنا که اگر همین اکنون، شروع به تصور رخدادی بد، در محل کارتان را داشته باشید، در همین لحظه استرس خواهید گرفت و حتی ضربان قلب شما بالا میرود. اگر تصور کنید که در حال بالا رفتن از یک کوه هستید، ضمیر ناخودآگاه دقیقا این مساله را باور کرده و ضربان قلب شما بالا میرود، دقیقا مانند اینکه واقعا در حال کوهنوردی هستید.

وقتی عادات یا رفتارهای تکراری خود را انجام میدهید : اینبار وقتی که در حال انجام عادات خود هستید، کافیست به یکباره به خود بیایید و از خود بپرسید : کدام بخش درحال انجام این کار، بدون اینکه فکری روی انجام این کار کرده باشم است ؟ مثلا ممکن است بدون اینکه خودتان آگاه باشید، در حال انجام عادتگونه ی رانندگی باشید (بدون اینکه به آن آگاه باشید). یا حتی در حال قدم زدن باشید بدون اینکه فکر کنید چطور باید قدمهایتان را بگذارید ! در همه این موارد، ضمیر ناخودآگاه شما مسئول عادات و رفتارهای تکراری شماست. وقتی ضمیر ناخودآگاه کنترل یک کار را بر عهده میگیرد، نشانه آن، این است که دیگر نیازی به فکر کردن درباره آن کار نخواهید داشت و آن کار بصورت اتوماتیک انجام میشود و خواهید توانست کارهای موازی با آن را نیز بصورت همزمان انجام دهید، بدون اینکه به انجام کار اصلی فکر کنید. مثلا پس از مدتی رانندگی کردن، شما خواهید توانست حتی حین رانندگی با تلفن صحبت کرده یا پیامک بزنید(توصیه نمیشود).

وقتی احساسات شما همه چیز را تحت تاثیر قرار میدهد : ضمیر ناخودآگاه، بصورت همزمان بینهایت چیز مختلف را تحت کنترل خود قرار میدهد. به این معنا که مثلا وقتی حس خوبی داشته باشید، بدون اینکه به آن فکر کنید، سینه شما صاف و رو به جلو میشود و حتی قدمهای شما نیز استوارتر میگردد. همچنین وقتی ناراحت هستید، همه رفتارهای شما (طرز شنستن، لحن و تن صدا و…) به یکباره به نحوی عوض میشود که ناراحتی را نمایش میدهد. بدن شما جمع میشود، خم میشوید، و حتی میزان انرژی شما به یکباره کاهش میابد.

وقتی بیمار میشوید : در مقاله ” دلایلی که بیمار میشوید چیست ؟ ” گفتیم ضمیر ناخودآگاه شما میتواند باعث بیماری شما شود. در بسیاری از اوقات، یک بیماری ، چیزی جز یک پیغام از طرف ضمیر ناخودآگاه شما نیست به همین علت میتوانید زین پس حین بیماری، ضمیر ناخودآگاه خود را بهتر بشناسید. بعضا ضمیر ناخودآگاه، فقط به این علت که مثلا از کار فعلی شما راضی نیست، میتواند باعث بروز سرماخوردگی شود. حتی مثلا اگر رغبتی به بیدار شدن در صبح زود نداشته باشید، ضمیر ناخودآگاه شما ممکن است حین خواب، زاویه سر شما را به نحوی تعیین کند که صبح هنگام، گردن درد داشته و درواقع بهانه ای برای نرفتن سر کار داشته باشید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *